تبلیغات
از من آهی و از تو نگاهی
قالب وبلاگ

از من آهی و از تو نگاهی
الهی عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم ..الهی از من آهی و از تو نگاهی .. 
نویسندگان
لینک های مفید


احادیث

 1.پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «|تعداد درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. هنگامی که اهل قرآن وارد بهشت شود، به او گفته می‌شود قرآن بخوان و بالا برو؛ و بالاترین درجه از آنِ حافظان قرآن است: فلا تکون فوق حافظ القرآن درجة|». 


2. امام صادق (ع) می‌فرماید: «|الحافظ للقرآن العامل به، مع السَفَرَة الکِرام البَرَرَة؛ حافظ قرآن که عامل به آن است، همنشین فرشتگان پیام‌آورِ نیک‌رفتار است|».

3. امام علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند: «|حَمَلة القرآن فی ظلّ الله یوم لا ظلّ الّا ظلّه؛ روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه لطف خدا نیست، حافظان قرآن در سایه لطف خدا هستند|».


4. امام صادق (ع) فرمودند: «|کسی که قوه حافظه‌اش کم است و با مشقت قرآن را حفظ می‌کند، دو اجر برای او هست: یکی برای اصل حفظ قرآن، و اجر دیگر برای زحمتی است که شخص کم‌حافظه متحمل آن شده است|».


5. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «|لایعذب الله قلباً وعی القرآن؛ خداوند دلی را که قرآن را حفظ کند عذاب نمی‌کند|». نظیر این روایت نیز از امام صادق (ع) نقل شده است.

6. همچنین آن حضرت فرمودند: «|کسی که قرآن را از حفظ بخواند ولی گمان برد خداوند او را نمی‌آمرزد، او از کسانی است که آیات الهی را به استهزا گرفته است|».

مقام معظم رهبری : نوجوانان باید قرآن را حفظ كنند تا معارف آن در سینه ها نفوذ پیدا كنند. (قرآن در بیان، محمد خواجوی، ص 87)

حفظ قرآن سرمایه و ذخیر های است كه زمینه تدبر بیشتر را در آیات وحی الهی فراهم می كند. (سخنرانی در جمع قاریان و حافظان ممتاز قرآن از سراسر كشور، رمضان 85)

انشاءالله که حافظان و عاملان به قرآن روز به روز بیشتر بشن با این همه سفارشاتی که به حفظ قرآن شده... به نظر من : کسی که میخواد شروع به حفظ قرآن کنه باید توکل کنه به معصومین و همت کنه ... با خدا و معصومین یه عهد ببنده و سر عهدش بمونه و بخواد که ائمه کمکش کنن و بهش توفیق بدن ....توی این راه ممکنه گاهی فکر کنه خیلی سخته اینا امتحانه ...همت کنه حفظ رو ادامه بده ... الانم که کلاسهای حفظ زیاده ..حضوری ، اینترنتی ، تلفنی .... اگه هم کسی نمیتونه بره کلاس خودش شروع کنه با کمک ائمه ....

دلنوشت : میخوام از خدا به خاطر این همه نعمت تشکر کنم ... و از معصومین بزرگوار امروز خیلی کمکم کردن ....

امروز از شهید برونسی هم خواستم واسم دعا کنه و کمکم کنه از ایشونم ممنونم ....


[ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ زهرا ]

سلام ..... با کمی تاخیر ایام فاطمیه رو تسلیت می گم ...

دارم کتاب "بخشی کوتاه پیرامون خطبه فدک برگرفته از درسهای حاج آقا مجتبی تهرانی " رو می خونم .... یه بخشی هست که درباره اینه که چرا انصار و کلا بقیه عقب نشینی کردن ... جالبه ... یه جورایی به خودمون هم مربوط میشه .... صفحه 141 کتاب هست....

«در مورد اینکه دلیل این عقب نشینی انصار چه بود می توان در یک کلمه گفت: فقط راحت طلبی و حب نفس. بنابراین دقت کنید ! نکند ماهم در یک مرتبه مصداق فرمایشات حضرت زهرا(س) باشیم ؟آنچه حضرت می فرماید فقط به آن گروه اختصاص ندارد. نکند ما هم گاه حالی به حالی شویم و پایداری و استقامت خود را از دست بدهیم ! همین که کمی از آرامش و رفاه جانی و مالی ما ساییده شود، دست از حق و حقیقت برداریم و سراغ راحت طلبی برویم ! آیا ما حاضریم برای اسلام ،پیغمبر اکرم (ص)،علی (ع) ، زهرا(س)و... بایستیم و مقاومت کنیم؟ یا به محض اینکه ذره ای به امور مادی و شکمی مان لطمه بخورد همه چیز از یادمان می رود؟ آیا حاضریم کمی به شهوت و رفاه و امور دنیوی مان لطمه بخورد،اما در راه دفاع از نظام حکومت اسلامی ایستادگی کنیم ؟»

این متن رو داشتم می نوشتم یاد یه چیزی افتادم ... روز شهادت حضرت زهرا(س) رفتیم دسته عزاداری ...مردم زیاد نبودن ... البته من میذارم پای اینکه اطلاع رسانی واقعا ضعیف بود ... ولی یه خانمی گفت :« توی این گرونی که کسی نمیاد.... » منم اینو میگم البته توی دلم : در مکتب حسین گاهی آب هم ممکن است نداشته باشی...



[ پنجشنبه 29 فروردین 1392 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ زهرا ]

امروز یکی درباره من خیلی زود قضاوت کرد نمیدونم چی دربارم گفت یا نگفت ... شایدم حق داشت از چیزی که بهش گفتن ناراحت شه و به حرفای من گوش نده ... شاید .... حالا که خودم امروز خیلی ناراحت شدم از این برخورد یه درس بزرگ گرفتم و می خوام خودم رو نصیحت کنم :

زود قضاوت نکن .... فکر کن .... با طرف مقابل درست برخورد کن .... ناراحتی خودت رو به کسی نگو....




[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

 چرا به حضرت آقا میگن امام خامنه ای ..........؟

دو تا معنی برای امام هست که معنای خاص امام  به معصومین اختصاص داره که ریاست دین و حکومت رو به عهده دارند و شریعت رو اجرا می کنند. در نبود امام به کسی نیاز داریم که شریعت رو اجرا کنه و ریاست حکومت اسلامی رو به عهده بگیره ، به چنین شخصی به خاطر اینکه این وظیفه رو داره می گیم پیشوا ، رهبر ...که معنی همون معنی امام هست ... حالا چه فرقی می کنه چی بگیم وقتی هر دو معنی یکی هستن .... هر کسی بر حسب سلیقه هر چی دوست داره می گه ... 

چرا وقتی اسم امام خامنه ای میاد صلوات می فرستن ...............؟

خوب چرا صلوات نفرستیم ...؟ما داریم به پیامبر(ص) و خاندان بزرگوارشون درود می فرستیم . خوب صلوات که ثوابم داره ....حالا چون امام خامنه ای هم ما رو یاد خدا و ائمه می اندازن به یادشون صلوات می فرستیم ...



با عرض معذرت اگر خوب نتونستم بنویسم ، اگر مشکلی هست بفرمایید که رفع بشه .




[ دوشنبه 12 فروردین 1392 ] [ 07:56 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

سلام  ....سال نو مبارک.....  این چند روز راهیان نور بودم .... خدا رو شکر شهدا من رو هم بین زائرانشون جا دادن.... حدود دو ماه پیش اسمم رو راهیان نور نوشتم ... چند روز قبل از عید هم به دلیل مسافرت رفتن اسمم رو خط زدم ... دوباره چند روز بعد گفتن مسافرت نمی ریم... داغون شدم ... خیلی ناراحت بودم ... از خودم اعصابم بهم ریخته بود که لیاقت ندارم .... سال تحویل رو رفتم مزار شهید گمنام .... خیلی خوب بود .... دیگه بی خیال شده بودم که نمی رم ... شب قبل از حرکت کاروان رفتیم خونه عموم  عید دیدنی ... دختر عموم هم می خواست بره راهیان نور ... وسایلشو جمع کرده بود آماده آماده ....داغ دلم تازه شد.... بهش گفتم فردا با بابام میایم دنبالت می خوام داری میری پیشت باشم .... البته امید داشتم که خودم هم بتونم برم ... 

رفتیم خونه داشتم خودم رو برای فرداش آماده می کردم ....... مامانم می گفت الکی دلتو خوش نکن ....  ساعت 1 خوابیدم  با امید خیلی زیاد ... ولی صبح که بلند شدم اصلا حوصله نداشتم که برم ... با خودم می گفتم کاش بهش قول نمی دادم ... دوست داشتم بخوابم ...... بلند شدیم رفتیم .... دیدم زیاد طول می کشه خواستم بگم من میرم .. که زن عموم گفت که من میرم خبر بگیرم ببینم بابات اینا می خوان چیکار کنن.... رفت و برگشت دیدم میگه بابات اینا رفتن و گفتن ما باشیم ... حالا من و می گی  اصلا حوصله نداشتم ... در اوج ناامیدی نشسته بودم که زن عموم رفته بود بیرون صورتش رو بشوره صدام زد گفت از بین حزف مسئولا شنیدم 2نفر انصراف دادن .... استرس گرفته بودم در حد لالیگا .... حالا دیگه خلاصه کنم صد بار مردم و زنده شدم که آخر بابام زنگ زد گفت قبول کردن بیای ...

 رفتیم طرف اتوبوسها دیدم مامانم وسایلم رو آورده ...  اسمم رو خوندن رفتم نشستم ... حالا وسط خوشحالی من چند نفر جا کم آوردن ...  من و میگی داشتم می مردم ...اومدم بیرون ببینم چه خبره ...مثل اینکه اتوبوسها صندلی کم داشته ...  اعصابم بهم ریخت ... رفتم بشینم سر جام دیدم یکی دیگه سر جام نشسته .... جلو اون همه آدم زدم زیر گزیه ... بعد از کلی مردن و زنده شدن رفتم توی ماشین خودمون نشستم که بریم خونمون ......  که یک دفعه زن عموم اومد گفت زهرا تند تند بیا که جا واست پیدا شده .....!!!!!!!

اینم از داستان من .........!!!!!!!!!

چندتا نکته : 

1- خدایا شکرت که  شهدا لطف کردن من بی لیاقت رو بین زائرهای بالیاقت و مومن خودشون جا دادن.

2- شهدا ممنون ... خیلی زیاد .

3- دعای پدر و مادر خیلی تاثیر داره ... شب قبلش به مامان و بابام گفتم که برام دعا کنن بتونم برم.

4- درباره پست های قبلی که درباره امام خامنه ای بود پیامی برام اومد ... بعد از مطالعه یکشنبه هفته بعد آپ می کنم.



[ چهارشنبه 7 فروردین 1392 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

شهدا شرمنده ایم ... شهدا شرمنده ایم ... شهدا شرمنده ایم ....

به خاطر این که :

شهدا کمک کنین .....نجاتمون بدین ..

یعنی میشه بیایم شلمچه ... یعنی میشه دعوت نامه بفرستین برامون تا بیایم بفهمیم زندگی یعنی چی ... انسانیت یعنی چی ...


[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 07:29 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

چند ماه پیش ... فکر کنم آبان بود ... رفتیم اردوی راهیان نور ...دانش آموزی ... 

میخوام با شما حرف بزنم شهدا .... یادتونه شلمچه گفتم زود بهتون سر میزنم ... گفتم مراقبم باشید.... گاهی اوقات اصلا باهام دعوا کنید ...وقتایی که بد میشم ... 

به زور بابام رو راضی کردم عید بیام ... سوم عید اعزام می کنن بچه هارو .........من لیاقت نداشتم ..... می دونستم نمیشه ... میدونستم .... دوست بابام زنگ زده که بریم عید خونشون .... راوی راهیان نوره .. گفته من رو می بره همه جا حتی جایی که راهیان نور رو نمی برن ..ولی سفر با بچه های راهیان نور فرق می کنه ... من که روسیاهم .... به خاطر اونا واسم دعا می کنید .... ولی من لیاقت نداشتم .... می دونم حتی اونم نمیشه ... 

یعنی نمی خواین من بیام پیشتون ... ؟ 

نمی دونم شاید صلاح اینه ... ولی دلم خیلی گرفته از خودم .......... 

شهدا شرمنده ام .....





[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

یکی از دوستان برای پست قبلی متن زیر رو نوشتن:

سلام دوست عزیز
یه سوال داشتم.
لطفا جواب رو تووبتون آپ کنید.
فقط امام خامنه ای لیاقت ولیه فقیه رو داره؟


سلام 

همون طور که توی پست زیر گفتم ولی فقیه یه سری از خصوصیات رو باید داشته باشه .... و کسانی که ولی فقیه رو انتخاب می کنن نمایندگان مجلس خبرگان هستن ... یه مثال میزنم که بیشتر جا بیفته :

فرض کنید که افراد یه شهر میخوان بهترین مروارید رو از کف دریا بیارن بیرون....به چه کسانی نیاز دارن که این رو تشخیص بدن ؟  مروارید شناسهایی که غواص هم باشن و بتونن تا عمق های پایین رو برن.... هر کدوم از طوایف یک شخصی رو انتخاب می کنن(همه مردم که نمی تونن باهم به دریا برن همه که توانایی ندارن) ... این گروه میرن کف دریا تا مروارید رو پیدا کنن .... توجه کنید مروارید هست .... اونا فقط مروارید رو پیدا میکنن....

انتخاب ولی فقیه هم همینه افردی که خصوصیات نمایندگی در مجلس خبرگان رو دارن توسط مردم انتخاب میشن .... حالا این نمایندگان حکم اون مروارید شناسان غواص رو پیدا میکنن... از بین مروارید هایی که هست بهترین رو انتخاب می کنن....مثل مروارید که وجود داره ، ولی فقیه هم هست ... نمایندگان فقط ولی فقیه رو شناسایی میکنن ...پیداش میکنن ...و معرفی میکنن...

پس من و شما نمیتونیم تشخیص بدیم .... ولی بخوایم خودمون هم یه نگاهی کنیم می بینیم که کسی غیر از «آقا» نیستن که همه خصوصیات رو با هم داشته باشن ... 




اگر خوب نتونستم توضیح بدم عذر میخوام.... از دوستان محترمی که میتونن پاسخ این سوال رو بدن خواهش مندم که دریغ نکنن.... ممنون 





[ جمعه 18 اسفند 1391 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

1- چرا ولایت فقیه ؟

با توجه به یک اصل می شه ولایت فقیه رو تبیین کرد و اون اینه که «اگر یک امری برای عقلا مطلوب بود، ولی به دلایلی تحقق آن مشکل یا ناممکن گشت، به طور کلی دست از آن بر نمی دارند، بلکه مرتبه نازلتر آنرا انجام می دهند. اگر به دلیل شرایطی امر درجه اول ناممکن یا مشکل شد، امر درجه دوم را جایگزین و بدل آن قرار می دهند.» یه این اصل می گن تنزل تدریجی . مثلا مثل خوندن نماز : هر فردی باید نمازش رو ایستاده بخونه ، حالا اگه بیمار باشه نتونه ایستاده بخونه باید نماز رو رها کنه ؟ فقها میگن که هر مقدار که تونست ایستاده بخونه هر وقت که دیگه نتونست نشسته بخونه ... حالا اگه اصلا ایستاده ا نمی تونه کلا نشسته بخونه ...ولی اگه این هم نتونست خوابیده بخونه ... 

بر اساس نظام عقیدتی اسلام حاکمیت از آن خداست. از طرفی خدای متعال در اداره امور اجتماعی انسان دخالت مستقیم نمیکنن و حاکمیت رو به انبیا و امامان واگذار کردن. ... ولی در موقعیتی که معصوم  بر کارهای اجتماعی حاکمیت نداره .. آیا باید حکومت اسلامی رو رها کرد؟ مسلما نه . چون اصل حکومت در هر جامعه ای ضرورت داره.  اینجاست که ولایت فقیه رو با استناد به اصل «تنزل تدریجی» ضروری میدونیم . فقیه جامع الشرایط بدیل امام معصوم هست و در رتبه بعد از او قرار داره . البته فاصله بین امامان معصوم و فقیه زیاده ولی نزدیکترین و شبیه ترین فرد نسبت به امام معصوم هست در امر حکومت ظاهری نسبت به مردم .


2- چه کسی ولی فقیه ؟

ولی فقیه رو مجلس خبرگان انتخاب می کنند . و اینطوری نیست که عده ای کاندیدا بشن اعضای خبرگان مجبورباشن شایسته ترین فرد رو انتخاب کنن . کاندیداهای رهبری در مرحله اول تمامی اسلام شناسان دارای صلاحیت هستن و کار خبرگان نخبه شناسی هست.

یک سری از خصوصیات رهبری :

_ کسی ه رئیس حکومت هست باید بهتر از دیگران قوانین رو حفظ کنه و بدونه. در نظام اسلامی اکثریت مردم پیرو قوانین اسلام هستن باید کسی که در راس حکومت قرار می گیره فقیه جامع الشرایط باشه یعنی آگاهی او نسبت به قوانین اسلام به حدی باشه که بتونه قوانین و مقررات رو اجتهاد کنه نه این که فقط آگاه به قوانین باشه . چون غیر مجتهد هم آگاه هست ولی از راه تقلید و نمی تونه اجتهاد کنه .

_ حاکم و رهبر اسلام باید با تقوا باشه تا همه به کارههای او مطمئن باشن و بدونن که هیچ وقت خیانت نمی کنه .

_ حاکم اسلام باید از مدیریت بالای برخوردار باشه تا بتونه جامعه رو در راه رسیدن به اهدافش هدایت کنه.

و در پایان خدا رو شاکریم که فقیه با کفایت و لایقی رو برای ما قرار داده.... که دوست و دشمن به لیاقت و کفایت ایشون اعتراف کردن .... 


[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

کنار یکی از زاغه مهمات بودیم ؛ گرم کار بودم که یکدفعه چشمم افتاد به یک خانم محجبه با چادر مشکی ! داشت پابه پای ما مهمات می گذاشت توی جعبه ها. با خودم : حتما از این خانم هایی که میان جبهه .

اصلا حواسم نبود که هیچ زنی رو نمی ذارن وارد منطقه بشه .به بچه نگاه کردم مشغول کار بودن و بی تفاوت می رفتند و می آمدند. انگار آن خانم را نمی دیدند. قضیه عجیب برام سوال شده بود. موضوع عادی به نظر نمی رسید. کنجکاو شدم بفهمم جریان چیه . رفتم نزدیکتر .تا رعایت ادب شده باشد سینه ای صاف کردم و خیلی با احتیاط گفتم : خانم ! جایی که ما مردها هستیم شمانباید زحمت بکشین.

رویش طرف من نبود. به تمام قد ایستاد و فرمود: مگر شما در راه برادر من زحمت نمی کشید؟ 

یک آن یاد امام حسین(ع) افتادم و اشک توی چشمام حلقه زد. خدا به ام لطف کرد که سریع داستان را گرفتم و فهمیدم جریان چیست . بی اختیار شده بودم نمی دانستم چه بگویم. خانم، همان طور که روشان آن طرف بود فرمودند: هرکس یاور ما باشد، البته ماهم یاری اش می کنیم.


شهید برونسی خیلی کرامات دارن ... این خاطره رو از توی «خاکهای نرم کوشک »نوشتم ... یه بار خوندن این کتاب آدم رو متحول میکنه ... واقعا ارزش وقت گذاشتن داره ...  انشاءالله همه قسمتشون بشه حتی یه بارم شده برن طلائیه رو ببینن ...محل شهادت این شهید بزرگوار...


[ جمعه 4 اسفند 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات

امام حسن عسگری (ع) می فرمایند :

«خنده بی جا از نادانی است .»

توی این زمونه انگار همه چی عوض شده ، بهمون توصیه می کنن توی این دنیا که پر از غمه بعضی اوقات الکی بخندیم ... اینم از پیروی ما از اسلام ... البته منم توقع  زیادی دارم ما توی خیلی چیزا از اسلام دوریم ... که این خنده و شادیم یکیشه ....! واقعا هم خنده زیاد ، خوب نیست چون آخرش به مسخره کردن بقیه منجر میشه که بی جاست ... 


پی نوشت :سلام امروز میلاد امام حسن عسگری بود به امام زمان تبریک می گم و به همه دوستداران ولایت ....

یه آرزو دارم :

خدایا...!

سال بعدامنیت عراق برقرار شه و حرم آقا درست بشه و بهتر از قبلش بشه تا براشون جشن تولد بگیریم با حضور امام زمانمون...





[ سه شنبه 1 اسفند 1391 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ زهرا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

ای کـاش کـبوتر حریمـت باشم
یا هم نفس صبح و نسیمت باشم
از چشـم دلم بیا و بردار حـجاب
تا زائر چشـمان رحیمـت باشـم
**********
سلام
این جا یه خونه ... نیست ....کلبه نیست ....دهکده .... نیست....!!!!
اینجا محل ثبت افکار منه ...
می نویسم با قلم خودم که البته زیادم خوب نیست با عرض معذرت(گاهی هم از دیگران) ... ولی با مطالعه می نویسم ...
**********
خوشحال میشم نظر بدین ... فقط یه خواهش : اگه کسی خواست نظر بده متن پست رو بخونه ...چشم بسته نظر دادن رو دوست ندارم ... انتقاد پذیر هم هستم...
**********
معرفی خودم :
زهرا.... عاشق امام خامنه ای بعد از خدا و معصومین بزرگوار....
**********
تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست؟ در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی ومجنون همه افسانه اند عشقبازی کار عباس علیست